باسمه تعالی
السلام علیک یا اباعبدالله
چرا هنوز برای امام حسین علیه السلام گریه میکنیم؟
چرا انسانی که در دنیای امروز زندگی میکند؛ در محرم میگرید؟
آیا اینکار یک عادت تاریخی یا یک سنت خانوادگی نیست؟
محرم یک سؤال را جلوی انسان میگذارد: آیا هنوز قلب ما توان گریستن دارد؟
جهان امروز شاید بیش از هر زمان دیگری تلاش میکند ما را از اندوه دور کند. هر لحظه: سرگرمی، خبر، محتوا، مصرف، و هزاران راه فرار از سکوت و تأمل.
انسان در محرم دوباره با بخشی از وجود خودش روبهرو میشود:
با قلبی که هنوز میتواند دوست بدارد، هنوز میتواند متأثر شود، و هنوز میتواند برای معناهای عمیق اشک بریزد….
ما یاد گرفتهایم غم را سریع کنار بزنیم؛ اما یک سؤال: آیا انسانی که با رنج روبهرو نمیشود، میتواند عمیق شود؟
زندگی که فقط مجموعهای از لحظههای خوش نیست. فقدان، تنهایی، شکست، دلتنگی، و مرگ هم هست.
حضرت مسلم فقط یک شخصیت تاریخی نیست. او راوی یکی از عمیقترین تجربههای انسانی است: تجربه تنهایی.
همه ما در زندگی لحظاتی داریم که احساس میکنیم راهی نمیبینیم، یا دردی داریم که نمیتوانیم برای دیگران توضیح دهیم.
محرم به ما یاد می دهد: انسان بودن یعنی فقط تجربه شادیها نیست؛ توان ایستادن در برابر رنجها نیز هست.
نه اینکه درد، خوب یا مطلوب باشد؛ اما گر درست فهمیده و پردازش شوند، میتوانند انسان را عمیقتر کنند.
و شاید یکی از دلایلی که هنوز برای حسین میگرییم، همین باشد؛ اَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَهُ السَّماءِ