باسمه تعالی
شعری زیبا از پروین اعتصامی در فضیلت علم و دانش
تقدیم به معلمان گرامی که بذر علم و دانش را در دل های ما نهادند
گویند عارفان هنر و علم کیمیاست
وآن مس که گشت همسر این کیمیا طلاست
فرخنده طائری که بدین بال و پر پرد
همدوش مرغ دولت و همعرصه هماست..
تو مردمی و دولت مردم فضیلت است
تنها وظیفه تو همی نیست خواب و خاست..
چون معدنست علم و در آن روح کارگر
پیوند علم و جان سخن کاه و کهرباست
خوشتر شوی به فضل ز لعلی که در زمیست
برتر پری به علم ز مرغی که در هواست..
جان را بلند دار که این است برتری
پستی نه از زمین و بلندی نه از سماست..
آن را که دیبه هنر و علم در بر است
فرش سرای او چه غم ار زآنکه بوریاست..
جان شاخهایست، میوه آن علم و فضل و رای
در شاخهای نگر که چه خوشرنگ میوههاست
ای شاخ تازهرس که به گلشن دمیدهای
آن گلبنی که گل ندهد کمتر از گیاست
اعمی است گر به دیده معنیش بنگری
آن کو خطا نمود و ندانست کآن خطاست
زآن گنج شایگان که به کنج قناعت است
مور ضعیف گر چو سلیمان شود رواست
دهقان توئی به مزرع ملک وجود خویش
کار تو همچو غله و ایام آسیاست
سر، بی چراغ عقل گرفتار تیرگی است
تن بی وجود روح، پراکنده چون هباست..
در آسمان علم، عمل برترین پر است
در کشور وجود، هنر بهترین غناست
میجوی گرچه عزم تو ز اندیشه برتر است
میپوی گرچه راه تو در کام اژدهاست..
با دانش است فخر، نه با ثروت و عقار
تنها هنر تفاوت انسان و چارپاست..
جان را هر آنکه معرفت آموخت مردم است
دل را هر آنکه نیک نگه داشت پادشاست